السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: عزيزى)

195

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى)

مىخوانيم : وقتى ابراهيم در آتش افكنده شد نمرود خطاب به او پرسيد : پروردگارت كيست ؟ ابراهيم پاسخ داد : « ربى الذى يحيى و يميت » . نمرود در مقام مقابله چنين گفت : أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ و هنگاميكه ابراهيم از نحوهء ميراندن و زنده كردن توسط نمرود سؤال كرد او پاسخ داد : يكى از دو مردى را كه سزاوار مرگ هستند رها ساخته و ديگرى را به قتل مىرسانم . بدين ترتيب يك نفر را حيات بخشيده و ديگرى را ميرانده‌ام . آنگاه ابراهيم با زيركى خاصى از نمرود خواست تا آنكس را كه كشته است مجددا زنده نمايد . ابراهيم كه از نمرود پاسخى قانع كننده دريافت نكرد از او خواست اراده نمايد تا خورشيد از مغرب طلوع كند فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ [ 1 ] از امام صادق ( ع ) اين گونه روايت شده است بزرگترين پادشاهانى كه بر روى زمين حكومت كرده‌اند چهار نفر مىباشند ، دو نفر از آنها بنام نمرود و بخت نصر از سلاطين جور هستند و دو نفر ديگر سليمان و ذوالقرنين از افراد با ايمان مىباشند و نام اصلى ذوالقرنين ، « عبداللّه بن ضحاك بن سعد » است . [ 2 ] در تفسير فرات آمده است : اولين منجنيقى كه در دنيا به كار گرفته شد عليه ابراهيم خليل ( ع ) بود و محل نصب آن رود كوفى از روستاى قنطان در ناحيه كوفه مىباشد . [ 3 ] فردى از اهالى شام از امير المؤمنين ( ع ) پيرامون مصاديق مورد نظر در آيه يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ ، وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ [ 4 ] سؤال كرد آنحضرت پاسخ فرمودند : منظور قابيل است كه از هابيل مىگريزد و آنكس كه از مادرش گريزان است همان موسى ( ع ) است و ابراهيم از پدرش در حال فرار است و لوط از همسرش و نوح از پسرش كنعان . [ 5 ] صدوق عليه الرحمة در توضيح حديث مذكور مىفرمايد : موسى از مادرش بدانجهت مىگريزد كه مىترسد نتواند حق تربيت و نگهدارى او را كاملًا درك و بدان معرفت يابد و بعضى گفته‌اند در حقيقت موسى از دايه خويش كه زنى كافر بود و در درگاه فرعون خدمت مىكرد ، فرار مىنمايد و نه از مادر اصلى

--> [ 1 ] تفسير قمى - ج 1 - ص 86 . [ 2 ] خصال - ج 1 - ص 255 . [ 3 ] تفسير الفرات - ص 97 . [ 4 ] سورهء عبس - آيات 34 تا 36 . [ 5 ] خصال - ج 1 - ص 318 .